با سپاس از استاد آرش که انگیزه ای شد تا پس از دو سال پست جدیدی در این وبلاگ بگذارم.
تقدیم به ندا آقا سلطان
چشم ستاره امشب بیدار باید گردد با این شب سیه دل پیکار باید گردد
با من بیا برادر، ای قهرمان میهن! زیرا که این ستمگر بر دار باید گردد
فریاد ملت من، این خشم ملت من بر کاخ ظلم دشمن آوار باید گردد
تا دیکتاتور بداند،از چهره ها بخواند با ما نشاید اینسان رفتار باید گردد
به گزارش روابط عمومي انجمن دندانپزشكي ايران، رييس انجمن دندانپزشكي ايران گفت با وجود اينكه همه ساله دندانپزشكان ايراني براي حضور در سمينارهاي بينالمللي دندانپزشكي اقدام كردهاند ولي امسال FDI با قرار دادن نام ايران در رديف كشورهاي عربي منطقه، حضور دندانپزشكان ايراني در كنگرههاي بينالمللي را تنها از طريق يك شركت ثبت شده در دبي ميسر ميداند.
دكتر "علي يزداني" افزود در حالي كه در تمام دنيا انجمنهاي دندانپزشكي بطور مستقيم با اين فدراسيون در تماس هستند، ثبت نام ايران از طريق يك شركت واسط عربي، اقدامي سوال برانگيز است.
وي با اشاره به اينكه ايران قديميترين عضو FDIدر منطقه خاورميانه است گفت قرار دادن نام ايران در فهرست كشورهاي عربي و در كنار كشورهايي كه از نظر دندانپزشكي بسيار عقب هستند در حالي انجام گرفته است كه كشورهاي تركيه، افغانستان، مصر و...هر يك بطور مستقل ميتوانند ثبت نام كنند.
به گفته رييس انجمن دندانپزشكي ايران جاي سوال است كه چرا ايران كه از نظر تعداد دندانپزشكان، دانشكدههاي دندانپزشكي و هيات علمي مرتبط در سطحي بالاتر از كشورهاي فوق قرار دارد نميتواند مانند ساير كشورها بطور مستقل با FDIتماس برقرار كند.
وي با يادآوري اينكه اخيرا شركت ايندكس با داير كردن دفتري در تهران فعاليت خود را آغاز كرده تا جايي كه بطور مستقل قصد دارد با برپايي كنفرانسهاي خبري نسبت به فعاليت مشكوك خود اطلاع رساني كند گفت در صورت ادامه اين روند، دندانپزشكان ايراني قصد دارند با تحريم كليه كنفرانس ها و سمينارهاي FDIاز حضور در آنها خودداري كنند.
دكتر يزداني گفت فدراسيون بينالمللي دندانپزشكي يك تشكل غير دولتي است كه بر اساس اساسنامه خود موظف است در جهت اهداف حرفهاي، علمي و بهداشتي در سراسر جهان فعاليت كند و اقدامات شبهه برانگيز اخير با اساسنامه آن سازگار نيست.
وي گفت برپايي كنگره چهل و هفتم انجمن دندانپزشكي ايران كه از ۲۲ تا ۲۵خرداد ماه امسال در سالن اجلاس سران برپا ميشود فرصتي مناسب است تا دندانپزشكان سراسر كشور در يك حركت منسجم در مورد اين اقدام ، FDIمراتب اعتراض و نحوه برخورد با آن را عنوان كنند.
بنابر نتايج يک نظرسنجی در بريتانيا، يک سوم از مردم بر اين عقيده اند که زنان با ‘لاس زدن’ تا حدودی زمينه را برای تجاوز جنسی مهيا می کنند.
اين نظرسنجی، با عنوان “تحقيق در مورد تجاوز جنسی”، بخشی از طرح “مبارزه با خشونت عليه زنان” سازمان عفو بين الملل است که نتايج آن همچنين نشان می دهد حيطه “فرهنگ شماتت” فقط به ‘لاس زدن’ زنان محدود نمی شود: تا ۳۰ درصد از مردم بريتانيا زن را به خاطر پوشيدن لباس بدن نما، مست شدن، داشتن معشوقه های متعدد، رعايت نکردن احتياط … و اين که آيا در رد خواسته مرد قاطع بوده است يا نه او را در وقوع تجاوز شريک و قابل سرزنش می دانند.
به گزارش دفتر سازمان عفو بين الملل در بريتانيا، طبق قانون اين کشور فرد تجاوزگر بايد ثابت کند که تمام تلاش خود را کرده که مطمئن شود زن به برقراری تماس جنسی راضی بوده است. اما نتيجه اين نظر سنجی حاکی از فاصله ميان قانون و طرز تفکر عمومی در اين کشور است.
کيت آلن، مدير دفتر عفو بين الملل بريتانيا، در اين باره گفت: “حيرت آور است که بخش بزرگی از مردم، زن را مسبب تجاوز جنسی می دانند و دولت موظف است برای مبارزه با گسترش فرهنگ شماتت زن مبارزه کند.”
اين نظرسنجی همچنين نشان داده است که ۹۶ درصد از پاسخ دهندگان از آمار و ارقام تجاوز جنسی زنان اين کشور اطلاعی ندارند و تصور می کنند که ابعاد اين آسيب اجتماعی محدود است.
همچنين به گفته سازمان عفو بين الملل به طور ميانگين حدود ۵۰ هزار زن و دختر در بريتانيا مورد تجاوز جنسی قرار می گيرند که فقط ۶/۵ درصد از موارد تجاوز که به پليس گزارش شده است به محکوميت فرد خاطی می انجامد. حدود هشتاد و پنج درصد از پاسخ دهندگان به نظر سنجی عفو بين الملل گفته اند که از اين موضوع هم بی اطلاع بوده اند.
خانم آلن در ارتباط با اين آمار گفت: “ناآگاهی و بی اعتنايی مردم به ابعاد تجاوز جنسی در بريتانيا نگران کننده است. اما از آن نگران کننده تر آمار پايين محکوميت هاست. دولت وظيفه بين المللی دارد که از نقض حقوق بشر به اين شکل هولناک جلوگيری کند.”
نتيجه نظرسنجی سازمان عفو بين الملل در بريتانيا در حالی منتشر شده است که در روزهای آينده اين سازمان به همراه سازمان های ديگر مدافع حقوق زنان از دولت بريتانيا خواهند خواست تا با اتخاذ يک “استراتژی منسجم” به همه اشکال خشونت عليه زنان پايان دهد.(منبع:آفتاب/به نقل از ساناز)
اظهارات شگفت آور ایشان در حالی صورت میگیرد که وی گذشته از این که وزیر دادگستری است که حقوقدان شورای نگهبان نیز هست.پس آنچه مسلم است اظهارات وی از سر نا آگاهی نیست،و وقتی او ساده انگارانه تقصیر را به گردن شرکتهای بیمه می اندازد باید بپذیریم که مردم را احمق می پندارد.شرکتهای بیمه دیه را بر اساس حکم قانون می پردازد و اصولآ دخالتی در میزان و یا درصد آن ندارد
.میخواستم در مورد حضور سبز! سردار رادان و قاضی محترم در برنامهء کوله پشتی هم چند خطی بنویسم ولی منصرف شدم.
آیا باید باور کرد صحبتهای فرزاد حسنی بدون فرمان کارگردان و حتی حاج عزت ضرغامی بوده؟
با توجه به شناختی که من از سازمان دارم بعید میدانم
.آیا این کوله پشتی نیز مانند آن چراغ معروف ...در ضمن سردار رادان گفته اند که با تئوریسین های فساد برخورد خواهد شد،بنظر شما چه کسانی قرار است دستگیر،معترف،محکوم و مجازات شوند؟
چندی پیش خواندیم و شنیدیم خانمی بنام "مارینا نعمت(نمت)" خاطرات زندان خود را زیر عنوان "زندانی تهران" در کانادا انتشار داده است.وی آنطور که گفته است در کوران دستگیریهای پس انقلاب در سن شانزده سالگی به دلیل گرایشات چپ بدون وابستگی یا عضویت در تشکیلات خاصی روانه اوین میشود و پس از مدتی مانند بسیاری از هم سن و سالان خود به اعدام محکوم میشود.خب ،تا اینجا را زیاد شنیده ایم ولی آنچه سرنوشت او ، که از قضا یک مسیحی است را متفاوت میکند داستان دلدادگی زندانبان و بازجوی او بنام "علی موسوی" است.آنطور که مارینا میگوید علی در قبال پیشنهاد اسلام آوردن و ازدواج با وی قول میدهد او را از مرگ نجات دهد. او بالاجبار و برای رهایی از مرگ تن میدهد و به قول خودش زیر بار این تجاوز قانونی میرود.متاسفانه در حال حاضر کتاب به زبان انگلیسی است و اکثر هموطنان از خواندنش محروم وگرنه بیشتر میشد از صحت و سقم اجزاء نوشته اش با خبر شد.مارینا ادامه میدهد حکمش با اعمال نفوذ علی تبدیل به حبس ابد میشود و او از مزایایی برخوردار میشود و بتدریج از زندان خارج میشود و زندگی عادی را شروع میکند .تا اینجای داستان هر چند کمی عجیب بنظر میرسد ولی پذیرفتنی است و ضمن اینکه چندان خوشایند نیست،ولی قابل سرزنش هم نیست.البته کسانی که او را بدین خاطر آماج فحش قرار میدهند وقتی در کتاب میخوانند که چندی بعد علی مانند برخی از همکاران خود مورد ترور مخالفین حکومت قرار میگیرد و به قتل میرسد و جنین مارینا سقط میشود دلشان خنک میشود!
بعد از این حادثه بدلایلی مارینا دوباره به زندان منقل میشود تا دوران حبس خود را سپری کند و شاید اعدام شود که با تلاش خانواده علی آزاد و پس از چند سال حدود سالهای هفتاد موفق به خروج از کشور میشود.
صرفنظر از صحت و سقم برخی از مدعیات کتاب چون اصل ماجرا واقعی بنظر میرسد برخورد خشمگین برخی هموطنان که اغلب خود را زندانیان آن دوره معرفی میکنند منطقی نیست. البته نقد و بررسی این کتاب لازم است ولی فحاشی خیر. این درست است که نویسنده در برخی قسمتها دچار خیالپردازیهای کودکانه میشود و اغراق نیز در بخشهای زیادی به چشم میخورد ولی به هر حال او نیز باید حرفهایش را بزند.
خانم شیما کلباسی در وبلاگ وزین زن ایرانی در این باره مینویسد:
برایم خواندن این مطلب سودابه اردوان حیرت انگیز بود. از دید من کتاب مارینا نعمت بخشی جزیی از این جنایات است. مارینا نعمت یک زن فرانسوی نبوده که با آلمانها خوابیده باشد و حالا قرار باشد موهایش را با تیغ بزنند و بعد به دار آویخته شود! ما در سال دو هزار و هفت میلادی هستیم با تجربه یک حکومت مستبد. مارینا نعمت حق دارد از خاطراتش بنویسد مخصوصا که او در خاطراتش از دختری شانزده ساله می نویسد که معلول انقلابی است که ایرانیان بزرگسال و به ظاهر منطقی و هموطنان مسلمانش، او، سرنوشت و زندگی اش را بازیچه قرار داده اند....اخیرآ مارینا نعمت در مصاحبه ای که با تیوس اسمایلی داشت، گفت: اگر که زمان زندانی شدنم بزرگتر می بودم و یا تجربه الان را داشت حتما متفاوت عمل می کردم. شاید می توانستم شجاعت دیگران را می داشتم.
به هر حال من نیز فکر میکنم ما هنوز برخورد با یکدیگر را نیاموخته ایم و در حال تمرین دموکراسی هستیم ولی متاسفانه پیشینهء خشونتهای حکومتهای پیشین و بقایای مبارزین بجا مانده که حاضر به کنار گذاشتن گذشته نیستند .... ما را در این راه کند میکند.